به نظرم نوشتن هم اعتیاد میاره کسی که به نوشتن عادت کنه ، حتی اگه ترک هم کنه ی روزی ی وقتی ی جایی باز هواش به سرش میزنه، 

 

نمیدونم چی شد که وبلاگا تعطیل شدن ، اصن همه وبلاگ نویسا که خونشون متروکه شد حس منو دارن؟ این بی قراری های گاه و بیگاه و تب نوشتن به سراغشون میاد؟ کجا رفتن ؟ کجا مینویسن پس ، کاش به منم بگن. هزار و یک فکر معلق توی سرم میگرده ، دوس دارم بنویسم اما نمیدونم میشه اینجا ؟

در خونه قدیمی متروکمو باز میکنم ، ی کامنت از یک دوست قدیمی میبینم

نوشته: تو هم درگیر زندگی غیر مجازی شدی، نیستی؟ به معنای واقعی. 

میخوام بگم هستم، مجاز وبلاگ برای من حقیقی ترین بعد وجودم بود فقط نمیدونم دیگه باید کجا این خود حقیقی رو به چالش بکشم. 

خب این همه پرچونگی کردم که بگم میخوام از این به بعد اینجا خودمو، افکارمو به چالش بکشم. 

پ.ن : آرشیوی از اندک خاطراتی که در گذشته در گوشه ای به ثبت رسونده بودم به اینجا انتقال دادم ... خب حقیقتا هیچ جایی ، هیچ وقت برام مثه رازگاه نشد .